برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
من زندگی رو شوخی شوخی میگذرونم، بعضی ها متوجه شوخی هام میشن، بعضی ها هم حق دارن متوجه نشن، وقتی هایی که صدام آروم و تو دماغی میشه یعنی طرف مقابل متوجه لحنم نشده و منم نمیخوام توضیح بدم و بیخیال از ادامه بحث میخوام حرفمو جمع کنم.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
تو رو خدا مهدیه منو دعا کنید,، دوستم رو دعا کنید.
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
قصه ات پر غصه بود خیلی خیلی.. دیشب مامانت میگفت: پری دیگه تو دختر مایی تو بی تابی کنی ما چه کنیم، بی تابی نکن دخترم. مگه میشه؟! دیشب بهم گفتن شام بخور، تو نخوری مام نمیخوریم، مگه میشه؟! مگه ما برا شا
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی
حس میکنم خیلی خودخواهم، وقتی به حسم مطمئن شدم که وقت وقته حرف زدن با مهدیه بود، مثل معتادی شده بودم که بهش مواد نرسیده. رو آدمایی که دوستشون دارم حساسم، بعضی وقتها حس میکنم حساس میشم و حساس میشم و یهو میبینم سربار شدم. و مهمتر از همه این خصوصیات، آدمی مثل من که ظاهری یخ و رو داره و دورنی عمیقا اختصاصی رو زجر کُش میکنه. به من زیاد محبت نکنید دل میبندم به محبت کردناتون...
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی